bookmark

معنای زورگوى

زورگو (ى)

(صفت فاعلی مرکب) ستمكننده. كسى كه ديگرى را با زور به كارى وامىدارد. ¦¦
(صفت فاعلى مركب) ستمكننده.كسى كه ديگرى را با زور به كارى وامىدارد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1594)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]افتراكننده و بهتان نهنده و دروغ‌گوى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1790)
sourceLink

آنكه بهتان نهد بر خلق.
(
فرهنگ قواس
, ص93)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.